تسلط بر چرخۀ بازار – فصل ششم – چرخه در سودآوری

 در این قسمت، ما به بررسی تأثیر چرخه‌های اقتصادی بر سودآوری شرکت‌ها و عوامل مؤثر بر آن‌ها می‌پردازیم. موضوعاتی مانند اهرم‌های عملیاتی و مالی و تأثیرات فناوری را بررسی خواهیم کرد. به تحلیل نوسانات سود و چالش‌های ناشی از آن خواهیم پرداخت و مثال‌های واقعی از جمله تأثیر اینترنت بر صنعت روزنامه را بررسی خواهیم کرد.

اگر به جزئیات اقتصادی و تأثیر آنها بر کسب و کارها علاقه‌مند هستید، این پادکست به شما کمک خواهد کرد تا درک عمیق‌تری از این موضوعات پیدا کنید.

ارتباط چرخه اقتصادی کلان با سودآوری شرکت‌ها

به قسمت جدید خوش آمدید. در این قسمت قصد داریم فصل ششم کتاب «تسلط بر چرخه بازار» نوشته هاوارد مارکس را با هم بررسی کنیم. این فصل به موضوع مهم «چرخه در سودآوری شرکت‌ها» می‌پردازد. مارکس به ما نشان می‌دهد که سودآوری شرکت‌ها چگونه تحت تأثیر چرخه‌های اقتصادی قرار می‌گیرد و چرا تغییرات در سود شرکت‌ها اغلب بسیار شدیدتر از نوسانات اقتصاد کلان است.

مارکس در ابتدای فصل یادآوری می‌کند که فرآیند تعیین سود یک شرکت، فرآیندی پیچیده و چندمتغیره است. نرخ رشد متوسط تولید ناخالص داخلی (GDP) در آمریکا معمولاً حدود ۲ تا ۳ درصد است که در دوران رونق به ۴ یا ۵ درصد رسیده و در دوران رکود تا منفی ۲ درصد کاهش می‌یابد؛ اما نوسان سود شرکت‌ها بسیار شدیدتر از این ارقام است. چرا؟

حساسیت صنایع مختلف به چرخه‌ها

پاسخ اول در تفاوت حساسیت صنایع مختلف به چرخه‌های اقتصادی نهفته است:

  • صنایع غیرحساس (تدافعی): صنایعی مانند مواد غذایی، دارو و خدمات عمومی هستند که در دوران رکود هم تقاضای خود را حفظ می‌کنند. برای مثال در بازار ایران، شرکت‌های دارویی نوسانات بسیار کمتری در سودآوری خود نشان می‌دهند.
  • صنایع حساس (چرخه‌ای): صنایعی مانند خودروسازی، لوازم خانگی و تولید مواد اولیه صنعتی (فولاد، پتروشیمی) هستند. در دوران رکود، مردم خرید کالاهای بادوام را به تعویق می‌اندازند و تقاضا برای این محصولات به شدت افت می‌کند. در بورس ایران، شرکت‌های بزرگی مانند فولاد مبارکه یا پتروشیمی‌ها در زمان رونق رشد چشمگیری در سودآوری دارند و در رکود دچار افت شدید می‌شوند.

اهرم عملیاتی (Operating Leverage) چیست؟

عامل دومی که تغییرات سود را نسبت به فروش تشدید می‌کند، «اهرم عملیاتی» (Operating Leverage) است.

اهرم عملیاتی به این معناست که تغییر کوچکی در میزان فروش (درآمد) می‌تواند تأثیر بسیار بزرگی بر سود عملیاتی داشته باشد. این موضوع به دلیل وجود سه نوع هزینه در ساختار شرکت‌هاست:

  1. هزینه‌های ثابت: هزینه‌هایی که با میزان تولید تغییر نمی‌کنند (مانند اجاره، استهلاک تجهیزات و حقوق پرسنل اداری).
  2. هزینه‌های نیمه‌ثابت: هزینه‌هایی که تا سطح مشخصی از تولید ثابت هستند و پس از آن پله‌ای افزایش می‌یابند.
  3. هزینه‌های متغیر: هزینه‌هایی که مستقیماً با افزایش تولید بالا می‌روند (مانند مواد اولیه و سوخت تولید).

شرکتی که هزینه‌های ثابت بالایی دارد (مثل پتروشیمی‌ها یا کارخانجات بزرگ صنعتی)، اهرم عملیاتی بالایی دارد. در این شرکت‌ها، وقتی فروش افزایش می‌یابد، چون هزینه‌های ثابت تغییر نکرده‌اند، بخش عمده درآمد جدید مستقیماً تبدیل به سود خالص می‌شود و سود به صورت اهرمی رشد می‌کند. اما در زمان کاهش فروش نیز هزینه‌ها کاهش نمی‌یابند و سود شرکت به شدت سقوط می‌کند.

اهرم مالی (Financial Leverage) چیست؟

عامل سوم تشدید نوسانات سود، «اهرم مالی» (Financial Leverage) است.

اهرم مالی زمانی رخ می‌دهد که شرکت از بدهی (وام یا انتشار اوراق بدهی) برای تأمین مالی پروژه‌های خود استفاده می‌کند. هزینه بهره این بدهی‌ها یک هزینه ثابت مالی است. اگر شرکتی بخش زیادی از سرمایه خود را از طریق بدهی تأمین کرده باشد، حتی یک افت کوچک در سود عملیاتی می‌تواند سود خالص آن را به شدت کاهش دهد یا شرکت را وارد زیان‌دهی کند.

در بازار سرمایه ایران، شرکت‌های خودروسازی (مانند ایران‌خودرو و سایپا) به دلیل هزینه‌های ثابت مالی سنگین و اهرم مالی بسیار بالا، در دوره‌های رکود یا زمانی که هزینه‌ها بالا می‌روند، به سرعت با زیان‌های انباشته کلان مواجه می‌شوند.

تأثیر فناوری و عوامل خاص صنعتی (Idiosyncratic Factors)

مارکس در ادامه به اهمیت عوامل خاص و اختصاصی هر صنعت در تعیین سودآوری اشاره می‌کند؛ عواملی مانند تصمیمات مدیریتی، سطح موجودی کالا، تغییرات قوانین و مالیات‌ها، رویدادهای سیاسی و به خصوص تغییرات فناوری.

او صنعت روزنامه‌نگاری سنتی را مثال می‌زند که چگونه ظهور اینترنت و رسانه‌های آنلاین در کمتر از ۲۰ سال، جایگاه محکم آن‌ها را ویران کرد. در ایران نیز ظهور فین‌تک‌ها و پرداخت‌های الکترونیک، مدل‌های سودآوری بانکداری سنتی را تغییر داده است.

خلاصه و درس‌های کلیدی برای سرمایه‌گذاران

چرخه سودآوری شرکت‌ها نوسانی‌تر و پیچیده‌تر از چرخه اقتصاد کلان است. ما به عنوان سرمایه‌گذار باید در تحلیل‌های خود به موارد زیر توجه ویژه‌ای داشته باشیم:

  1. ساختار هزینه‌ای شرکت: شرکت تا چه حد دارای هزینه‌های ثابت است و اهرم عملیاتی آن چقدر است؟
  2. ساختار مالی و بدهی‌ها: آیا شرکت دارای اهرم مالی خطرناکی است؟
  3. تغییرات تکنولوژی و پویایی صنعت: آیا مدل کسب‌وکار شرکت در برابر تغییرات فناوری آسیب‌پذیر است؟

درک این مفاهیم به ما کمک می‌کند تا در بازار نوسانی ایران، شرکت‌های تاب‌آورتر و باکیفیت‌تری را برای پورتفوی خود انتخاب کنیم.