
تسلط بر چرخه بازار – فصل سوم: بدانیم که نمیدانیم!
🌟 خوش اومدید به پادکست “تسلط بر چرخه بازار”! در این قسمت، نگاهی به فصل سوم از کتاب برجسته هاوارد مارکس، با عنوان “نظم چرخهها” خواهیم داشت. آیا چرخههای بازار واقعا منظم و قابل پیشبینیاند؟ این اپیزود، پرسشهایی راوبررسی میکندهکه ذهن هر سرمایهگذاری را به خود مشغول کرده.
🔍 مباحث کلیدی:
آیا بازارهای مالی و چرخهها پایدار و پیشبینیپذیر هستند؟
تأثیر عوامل انسانی و تصادفی بر چرخههای اقتصادی.
چگونه روانشناسی سرمایهگذاران باعث پیچیدگی بیشتر چرخهها میشود؟
داستانهای واقعی از بازار سهام در دوران شیوع کووید-19 و بحران مالی 2008.
🧠 با تکیه بر بینشها و دیدگاههای هاوارد مارکس، میآموزیم که چگونه درکی عمیقتر از چرخهها میتواند مزیتی رقابتی برای ما ایجاد کند.
📈 اگر به دنیای سرمایهگذاری، تحلیل مالی و استراتژیهای موفق علاقهمندید، این اپیزودها مخصوص شماست! از این بینشها استفاده کنید تا هوشمندانهتر در بازارها سرمایهگذاری کنید.
#چرخه_بازار #هاوارد_مارکس #سرمایهگذاری #اقتصاد #تحلیل_بازار #پادکست #مالی
آیا چرخههای بازار منظم و تقویمی هستند؟
در این قسمت، فصل سوم کتاب ارزشمند هاوارد مارکس با عنوان «نظم چرخهها» را بررسی میکنیم. هاوارد مارکس در این فصل میخواهد به یک پرسش اساسی پاسخ دهد: آیا چرخههای بازار واقعاً منظم و با الگوهای ریاضی قابل پیشبینی هستند؟
مارکس داستان جالبی را تعریف میکند. در پاییز ۲۰۱۳، او ایمیلی از مدیر یک شرکت سرمایهگذاری در لندن دریافت کرد که به استفاده مارکس از واژه «چرخه» اعتراض داشت. او معتقد بود یک پدیده برای اینکه چرخه نامیده شود، باید کاملاً منظم، دورهای و قابل پیشبینی باشد؛ درست مثل امواج رادیویی یا تغییر فصول سال که با دقت بالا تکرار میشوند.
اما آیا چرخههای اقتصادی و بازارهای مالی واقعاً اینقدر منظم هستند؟ برای مثال، در مارس ۲۰۲۰ با شیوع همهگیری کووید-۱۹، شاخص S&P 500 در عرض چند هفته حدود ۳۴ درصد سقوط کرد، اما در کمال تعجب تا پایان همان سال، همان شاخص قلههای تاریخی جدیدی را ثبت کرد. آیا واقعاً برای کسی ممکن بود چنین چرخه سریعی را با فرمولهای ریاضی پیشبینی کند؟
خود مارکس معتقد است اقتصاد، شرکتها، بازارها و به خصوص روانشناسی و رفتار سرمایهگذاران، به هیچ وجه مانند پدیدههای فیزیکی منظم و فرمولپذیر نیستند. اما آیا این به این معنی است که اصلاً چرخهای در کار نیست؟ پاسخ مارکس به این سؤال منفی است.
تعریف هاوارد مارکس از چرخه
مارکس میگوید همه چیز به تعریف شما از کلمه «چرخه» بستگی دارد. او تعریف بسیار سادهتر و کاربردیتری ارائه میدهد: «چرخه مجموعهای از رویدادهاست که در یک ترتیب خاص اتفاق میافتند؛ یکی پس از دیگری رخ میدهند و اغلب تکرار میشوند.»
این تعریف برای دنیای پیچیده مالی مناسبتر است. مارکس تأکید میکند که نوسانات لزوماً نباید به نقطه شروع دقیق خود برگردند تا چرخه نامیده شوند. بسیاری از چرخهها در دل یک روند صعودی بلندمدت اتفاق میافتند. مهم این است که بتوانیم در چرخه صعودی ریسک خود را مدیریت کنیم و در چرخه نزولی از داراییهایمان محافظت کنیم.
عامل انسانی و عنصر تصادف
چرا چرخههای مالی و اقتصادی کاملاً منظم نیستند؟ مارکس دو دلیل اصلی را مطرح میکند:
- نقش انسانها (روانشناسی جمعی): احساسات و رفتار سرمایهگذاران در شکلگیری این چرخهها نقش مستقیم دارد. در بحران ۲۰۰۸، ترس و وحشت جمعی باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران در پایینترین نقطه بازار فروشنده باشند که این خود باعث تشدید سقوط شد. این رفتارهای تودهای با فرمولهای خشک اقتصادی قابل پیشبینی نیستند.
- عنصر تصادف (رویدادهای پیشبینینشده): رویدادهای غیرقابل پیشبینی خارجی (مانند پاندمی کووید-۱۹ یا تنشهای سیاسی ناگهانی) همواره میتوانند معادلات بازار را به هم بزنند.
تمایل مغز انسان به سادهسازی و فرمولسازی
مارکس به نکته جالبی اشاره میکند: مغز انسان همواره به دنبال الگوها و قوانین ثابت میگردد تا دنیا را برای خود سادهتر کند. این تمایل در دنیای سرمایهگذاری هم دیده میشود. مثلاً در بورس آمریکا عبارت معروفی وجود دارد: «Sell in May and go away» (در ماه مه سهام خود را بفروش و در اکتبر بخر). در بازار خودمان هم گزارههای مشابهی داریم؛ مثلاً میگویند: «اردیبهشت همیشه بازار مثبت است و شهریور بازار را پایین میکشند». اما آیا این قوانینِ تقویمی ساده همیشه کار میکنند؟ مسلماً خیر. بازارها بسیار پیچیدهتر از آن هستند که با قوانین تقویمی کنترل شوند.
مارکس در این زمینه از کتاب «تصادفی بودن» نوشته لئونارد ملودینو نقلقولی میآورد: «انسان برای هر رویدادی به دنبال یک علت مشخص میگردد و پذیرش تأثیر عوامل تصادفی برایش سخت است.»
ویلیام گولدمن، تهیهکننده مشهور سینما نیز جمله معروفی دارد: «دلایل موفقیت یک فیلم آنقدر پیچیده و مسیر آن از آغاز فیلمبرداری تا افتتاحیه آنقدر در برابر تأثیرات غیرقابل پیشبینی آسیبپذیر است که اگر کسی بخواهد موفقیت یک فیلم ساختهنشده را حدس بزند، شانسش بیشتر از پرتاب سکه نیست.» در دنیای بیسبال یا سرمایهگذاری هم همینطور است؛ عملکرد یک سهم نه فقط به وضعیت مالی شرکت، بلکه به شرایط اقتصادی کلان، اخبار سیاسی و حتی شایعات و جریانات روانی جامعه بستگی دارد.
نتیجهگیری و سخن پایانی هاوارد مارکس
اگرچه نمیتوانیم پیشبینی کنیم چرخههای بازار دقیقاً چه زمانی شروع میشوند، چقدر طول میکشند یا چقدر شدید خواهند بود، اما درک کلی از این چرخهها مزیت بزرگی برای ما ایجاد میکند. این درک چرخهای به مارکس و همکارانش در شرکت اوکتری کپیتال کمک کرده تا در طول ۳۰ سال گذشته همواره عملکردی برتر ثبت کنند.
هاوارد مارکس در انتهای این فصل میگوید:
«من عمیقاً معتقدم که بازارها همواره بالا و پایین خواهند رفت و فکر میکنم میدانم اولاً چرا و ثانیاً چه چیزی این حرکات را کموبیش گریزناپذیر میکند. اما معتقدم که هرگز نخواهم دانست چه زمانی صعود یا نزول خواهند کرد، چقدر پیش خواهند رفت، با چه سرعتی حرکت میکنند یا چه زمانی به نقطه تعادل برمیگردند.»
این دیدگاه متواضعانه اما بسیار قدرتمند است. چرخههای بازار واقعی هستند اما منظم و تقویمی نیستند. نامنظم بودن چرخهها اتفاقاً برای سرمایهگذار برتر یک فرصت است؛ زیرا اگر چرخهها کاملاً فرمولپذیر بودند، هیچ مزیتی برای کسی ایجاد نمیشد. در دنیای سرمایهگذاری، دانستن اینکه چه چیزهایی را نمیدانیم، به اندازه دانستن چیزهایی که میدانیم، ارزشمند است.